Sunday, March 25, 2007

احمدی نژاد پشت در های بسته

مگه احمق ها رو هم به سازمان ملل راه میدهند.این آقای ع...نژاد سوخته از اینکه براش ویزا صادر نکردن اومده میگه من نخواستم برم و سفرم رو لغو کردم!بعدش هم میخواستی بری چی بگی؟بگی دور سرم هاله داره،با امام زمان در مورد اومدنم به امریکا مشورت کردم،یا بگی بهم وحی شد؟نکنه اندفعه هم امام زمان بهت اجازه نداده و گفته محمد بشین سر جات اوضاع خطری یه!امان از دست این احمقی نژاد

محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران قرار بود برای شرکت در جلسه شورای امنيت به نيويورک سفر کند، اما ضمن لغو اين سفر

واشنگتن را به تعلل و تاخير در صدور ويزا متهم کرده است


این خبر هم از ایرنا است:به گزارش خبرگزاري كار ايران، ايلنا، سيدمحمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت امورخارجه، گفت: به دليل قصورهاي آشكار و آگاهانه مقامات آمريكايي در عدم صدور مجوز رواديد براي هيات همراه و گروه پروازي دكتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهوري اسلامي ايران، وي عملا از شركت در جلسه شوراي امنيت سازمان ملل، بازماند

صدای امریکا هم نوشته:ا

محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران قرار بود برای شرکت در جلسه شورای امنيت به نيويورک سفر کند، اما ضمن لغو اين سفر واشنگتن را به تعلل و تاخير در صدور ويزا متهم کرده است

سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا ميگويد ويزاها روز جمعه به نمايندگان تهران در سويس تسليم شده بود. به گفته اين سخنگو آقای احمدی نژاد نمی خواسته است شاهد انتقاد شورای امنيت برای بی اعتنائی به خواست جامعه بين المللی باشد

احمدی نژاد در جواب نامه ی یک مادر امریکایی:
*ما هم از جنگ بيزاريم
*ايران آغازگر هيچ جنگي نخواهد بود
*مردم آمريكا در يك سانسور مطلق زندگي مي‌كنند.(پس ما تو کجا زندگی میکنیم؟آیا ما سانسور نداریم؟)


س


Friday, March 23, 2007

بهار آمد

سال نو مبارک.امیدوارم تک تک شما دوستان گرامی سالی خوب داشته باشید،سالی که بدون زورگویی و جنگ باشه،سالی بدون باتوم ،زندانی و ...سالی همراه با آرامش و صلح و صمیمیت.سالی بدون زندانی کردن اندیشه
امیدوارم امسال زندانی هایی که به دلیل فکر کردن در زندان هستند آزاد شوند .امسال باید ایران را آباد کنیم ایرانی که روز به روز دارد به دست این غول های بی عقل خراب میشود.امسال باید اتفاقی بیفتد

چقدر بده ماهواره نداشتن.تقصیره این احمدی نژاد هست که نمیتونیم چهار تا برنامه درست و حسابی ببینیم.تا سال تحویل شد خامنه ای اومد صحبت کرد منم خاموش کردم گرفتم خوابیدم
به امید روزی که تلوزیون برنامه های شاد برای سال تحویل پخش کنه و دیگه خامنه ای رو نبینیم


بهار خنده زد:(+)
حس و حال تایپ کردن ندارم ولی سعی میکنم

Monday, March 19, 2007

چند وقتی هست که دیگه حوصله نوشتن ندارم.ولی خوب به بقیه وبلاگ ها سر میزنم
بلاخره نمایش به پایان رسید و شهرام خان دستگیر شد.(+)
شب گذشته یک شی نورانی در آسمان اراک هدف پدافند هوایی قرار گرفته و منهدم شده است.(+)
وزیر اطلاعات جزئیات دستگیری شهرام جزایری را تشریح کرد.(+)
جمعی از خانواده های معلملن بازداشت شده نامه ای برای احمدی نژاد نوشته اند.(+)
سال جدید در راه است و هنوز معلمان در بند هستند.امسال سال خوک هست و قراره سال صلح و آرامش باشه،امیدوارم امسال سالی خوب و پر از موفقیت برای شما دوستان گرامی باشد.پیشاپیش عید را به شما تبریک میگویم و برایتان سالی پر برکت آرزومندم
صلح و کار فراوان در سال خوک(+)

سی




Friday, March 09, 2007

....روز زن ،میدان بهارستان و

ساعت یک ربع به دو میرسم بهارستان سریع خودم را میرسانم{چون پارسال به خاطر یک ربع دیر رسیدن تجمع را از دست دادم}،به در اصلی مجلس چند نفری مامور هستند و اونور خیابون یه تعدادی دختر و پسر ایستاده اند.میروم اونور به یکی از پسرهایی که اونجا هست میگم ساعت 2 شده پس چرا همین چند نفر هستیم؟اونم در پاسخ میگه :نمیدونم.{مثل اینکه این تجمع با تجمع معلمها مختل شده بود و هر کسی میرسید میگفت اینها معلمن!}ساعت 2 یا 2:10 دقیقه بود که مامورا اومدند و گفتند بروید و اینجا واینسید.من هم مثل بقیه رفتم اونور خیابون و در پارک ایستادیم.انگار این مامورا دستور داشتند ما را تا میدان همراهی کنند و باز هم گفتند بروید،اندفعه خوشونت به خرج دادند و نقاب انسانیت خود را برداشتد و مثل سگهای وحشی به جان مردم و دانشجویان افتادند.بعضی از خانومها با مامورها مشاجره میکردند و در همین حین بود که یکی از مامورها که انگار همین الان قلاده اش را باز کردهاند اومدو به همه دختر ها یکی یک دونه لگد تو پاهاشون زد{انقدر دلم سوخت و کلی هم فحش به این مامور دادم و دادیم}تا میدون بهارستان داشتیم دوندگی میکردیم و وقتی رسیدیم عده ای میگفتند بیاین وسط خیابون بشینیم و عده ای دیگر میگفتند بیاین دستامونو بهم بدیم و خیابونو ببندیم ولی اتفاقی نیفتاد و همه رفتند داخل میدان.باز هم سربازهای باتوم بدست حمله کردند {البته من چون اون جلو بودم نمیتونستم ببینم کسی را میزنند یا نه}همه به آنطرف خیابان میروند و داخل پاساژهایی که آنجا هست میشوند و عده ای هم هنوز در پارک هستند.تعداد ماموران بیشتر شده است و مثل مور و ملخ همه جا پر شده اند چند دقیقه بعد چند تا موتور سیکلت هم به میدان میآیند.همه پخشو پلا شده اند.عده ای آن طرف و عده ای اون طرف.میرم یه دور میزنم{از شانس بد من هیچ کدوم از دوستام نیومدن}جالب بود مامور زن هم آوردند و در وسط میدان با مانتوهای سبز و عدهای هم باتوم داشتند.در همین هین چند تا از این مامورها به یک دختر حمله میکنند واو را میگیرند و به داخل ماشینی که در گوشه میدان گذاشته اند میبرند.از دور میبینم که یک پسر را هم یکی از ماموران گرفته و با وحشی گری دارد به جلو هول میدهد.در همین حین یکی از مامورهای زن دنبال یک دختر میکند دختر به باجه بلیط فروشی میخورد و در میرود ولی شاید هم گرفتنش نمیدانم.از یکی میپرسم پس بقیه کجا هستند؟میگوید:رفتند پایین.
خیلی شاکی است و میگوید هنوز مامورا نیومدن گذاشتن رفتن.راست هم میگفت .متاسفانه این جور مواقع بی برنامگی زیاد پیش می آید.
چند قدم که اون طرف تر میروم میبینم دو تا از مامورهای زن یک دختر را گرفته اند و روسری اش را روی صورتش انداخته اند و حتی جلوی دهانش را هم گرفته اند،دختر جیغ میزند و او را هم سوار ماشین میکنند.در همین حین باز هم یکی دیگر از دخترها را میگیرند همونی که من ازش سوال کردم.جو بدی بر میدان بهارستان حاکم شده است.از یک طرف پاچه گیری ماموران و زیر پا گذاشتن قانون اساسی و از یک طرف هاج و واج ماندن مردم عادی و حتی بی برنامگی تجمع.
مثل اینکه دیگه خبری نیست تا ساعت 4:15 صبر میکنم ولی خبری نیست.مامورها در همه جای میدان هستند حتی در پارک و جلوی مترو و سرباز های باتوم بدست هم روی چمن ها نشسته اند.چند دقیقه آنجا میشینم و یکی از مامورها میگه پاشو برو.
پامیشم و به طرف مترو میروم و در دلم غوغایی است برای آن دخترها،برای آنهایی که باتوم خوردند و برای آنهایی که لگد های آن مرد عوضی را روی پاهایشان حس کردند.برای آنهایی که گرفتنشان و حداقل باید یک روز مهمان آنها باشند



صبح که داشتم میرفتم بازار با خودم پول برداشتم که برای خودم لباس بخرم و از اونطرف برم بهارستان.وقتی داشتم میرفتم یه آقایی در مترو اعلام کرد که مسافرین محترم در ایستگاهای بهارستان و ملت توقف نداریم {مثل اینکه صبح معلمها بهارستان بودند و تازه کلی هم کتک خوردند،یا بهتره بگیم با مهرورزی ماموران انتظامی روبرو شده اند.

وقتی داشتم توپخونه پیاده میشدم که سوار مترو های 15 خرداد بشم انقدر شلوغ بود که به زور و هل دادن چپیدم تو مترو .وقتی پیاده شدم احساس کردم که یه چیزی همرام بوده و حالا حسش نمیکنم،یه دست به جیبم زدم و به خودم اومدم دیدم ای دل غافل کیفمو زدن.اینم از شانس بد ما

مرتبط هستند:و
ایستگاه ملت مسدود است(+)
تجمع هشتم مارس در مقابل مجلس به خشونت کشیده شد(+)
سی

Thursday, March 08, 2007

فراخوان تجمع روز جهانی زن

روز جهانی زن را زمانی گرامی می‌داریم که هنوز قوانین تبعیض‌آمیز بر سر زنان میهنمان سنگینی می‌کند. سیاست‌های جداسازی و سهمیه‌بندی جنسیتی با شدت هرچه تمام‌تر اعمال می‌شود. جنگ طلبان با کوبیدن بر طبل جنگ، آرامش و امنیت را از مردم سلب می‌کنند، حقوق بشر به طور مستمر نقض می‌شود. زنان، کودکان و سایر قربانیان خشونت و بی‌عدالتی، پناهی نمی‌یابند و آسیب‌های اجتماعی و فقر هرچه بیشتر چهره‌ای زنانه به خود می‌گیرد. در این شرایط، زنان با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر در مسیر احقاق حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی هم‌چنان پای می‌فشارند.
ما با تاکید بر خواسته‌های دموکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاداندیش دعوت می‌کنیم برای ابزار همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و بی‌عدالتی علیه زنان و اعتراض به دستگیر شدن عده‌ای از فعالان زنان، به تجمع ما که در روز 8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند

حقوق زنان

طبق اصل 27قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها،بدون حمل سلاح،بشرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
این یکی از بندهای قانون اساسی جمهوری اسلامی است.سوال من این است که آیا این تجمع مخل مبانی اسلام بود؟آیا در این تجمع زنان سلاح در دست داشتند؟خیر ولی این را همه میدانند که این کاری که ماموران انجام دادند بر خلاف قوانین قانون اساسی بود،وهمینطور آنها سلاح در دست داشتند.
اینکه بخواهند با زنان این سرزمین اینگونه رفتار کنند قابل بخشش نخواهد بود.گرچه در طول تاریخ از زن به عنوان یک وسیله استفاده شده است.مثلا در همین تبلیغات تلوزیون برای بعضی کالا ها از زن استفاده میکنند.یا بعضی از مردها زن را برای خانه داری میخواهند و عقیده دارند جای زن در خانه است و نباید بیرون از خانه برود و از او انتظار درست کردن غذا و تمیز کردن خانه را دارند درست مثل یک خدمتکار.عده ای دیگر زن را وسیله ای برای بچه درست کردن میدانند مثل یک ماشین جوجه کشی.عده ای دیگر که تعدادشان کم هم نیست زن را برای تفریح و سکس میخواهند.میشوره،میپزه،بچه دار میشه
تا حدودی تقصیر مشکلات جامعه و بخصوص مشکلات اقتاصادی استوفقر باعث میشود دختری تن به خود فروشی دهد.مشکلات خانوادگی باعث میشود دختری از خانه فرار کند و برای اینکه شب گرسنه نماند حاضر میشود در ازای چند ده هزار تومان با یک مرد بخوابد.
چرا باید جامعه ما به این وضع تاسف بار درآید؟
چرا زنان جامعه ایران نمیتوانند عقاید خود را به بقیه بگویند؟
بر اساس اصل 23 قانون اساسی جمهوری اسلامی :تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان بصرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
هرکسی حق اندیشیدن دارد و میتواند هر عقیده را که دوست دارد داشته باشد.هیچ کس نمیتواند کسی را به خاطر داشتن عقیده ای خاص سرزنش کند و یا مورد آزار و اذیت قرار دهد.
ما نسانهایی هستیم با عقاید مختلف و باید به عقیده و نظرات یک دیگر احترام بگذاریم
سرکوب شدگان امروز فاتحان فردایند

تجمع زنان در مقابل دادگاه انقلاب

واقعا جای تاسف دارد زنانی که برای برقراری عدالت و آزادی همنوعانشان در مقابل دادگاه تجمع کردند توسط ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی مورد ضرب و شتم قرار گیرند و 23 نفر ازآنها دستگیر و به زندان اوین منتقل داده شوند.
این تجمع برای اعتراض به بازداشت کردن غیر قانونی عده ای از فعالان جنبش زنان برگزار شده بود.فرناز سیفی مینویسد:صبح امروز طبق فراخوان قبلی، عده ای از فعالان جنبش زنان ایران کنار در ورودی دادگاه انقلاب حضور پیدا کردند تا نسبت به روند غیر قانونی بازداشت،بازجویی و دادگاه فعالان جنبش زنان در یک سال گذشته اعتراض کنند.
مثل اینکه منظور از مهرورزی دولت احمدی نژاد بر عکس است و ضرب و شتم و باتوم و برهم زدن تجمعات صلح آمیز منظور از این کلمه است.باید منتظر بود و ببینیم در 8 مارس چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ آیا مثل سالهای گذشته تجمع با آمدن ماموران نیروی انتظامی برهم زده میشود یا نه؟
در همین زمینه:
50نفر دستگیر شده اند:{+} فرناز سیفی

احمدی نژاد عله حقوق زنان{+} جمهور:
ظاهرا اینبار نیز همچون دفعات پیشین،تجمع زنان مشمول مهرورزی دولت واقع شده و تجمع کنندگان مورد ضرب وشتم وهتاکی قرار گرفته اند.